سلام عشقم
سلام دختر نازم
امروز 19 مرداد ماهه و شما 22 روزته
مامانی الان که دارم برات مینویسم شما روی پای مامانی خوشکل لالا کردی ... هی چشای نازت رو باز میکنی و یه نگاه به صفحه کامپیوتر میندازی و باز چشاتو میبیندی
متاسفانه متاسفانه بد عادت شدی و اگه کسی شما رو تکون نده یا راه نبره نمیخوابی
اگه خوابت ببره و شما رو بزاریم رو زمین زودی بیدار میشی ... نمیدونم تو خوب از کجا میفهمی که شما رو زمین گذاشتیم
ماشاالله ماشا الله خیلی هوشیار تر شدی و برای خودت اینور و اون ور رو نگاه میکنی
ساعت های بیداریت بیشتر شده ... حالا دیگه تو بیداری هم لبخند میزنی
(اوایل فقط تو خواب لبخند میزدی)
دو روز شده از نماز صبح به بعد بیداری و هر کار میکنم نمیخوابی آخر سر مادر جونت به دادم میرسن و شما رو برمیدارن تا من بتونم دوباره یکم بخوابم(این عادتت رو از زمانی که تو دلم بودی داری...ولی همیشه میخوابوندمت ؛ این دوروز دیگه نخوابیدی)
مشخصه که میخوای مامانت رو سحرخیز کنی
امیدوارم که بتونی
ماشا الله بزرگتر شدی و دیگه یکی از لباسا برات کوچیک شده که یقه اش تو سرت نمیره
دیروز خاله فرشته ات و بقیه خاله ها(دوستای مامانی:خاله سمیه ، خاله مهدیه ، خاله مهسا)اومدن دیدنمون
خاله فرشته یه لباس خوشکل برات آورد که متاسفانه برای همین الانت خوبه تازه آستیناش یکم کوچیکه برات
فقط تنت کردم و ازت عکس گرفتم و جمعش کردم چون برات کوچیکه ...تازه وقتی تنت کردم بیدار بودی و نذاشتی عکس درست و حسابی ازت بگیرم هی بهونه میگرفتی که از تنت دربیارمش....بعد که درآوردمش آروم خوابیدی
چند روز شده معدت ناراحته و با یکم شربت گریپ یا عرق نعناع خوب میشی و میگیری میخوابی
الانم داری تو خواب نق میزنی...نمیدونم چته؟؟؟!!!!!!!!!!
دختر قشنگم دعا کن بتونم مامان خوبی برات باشم و اونطور که باید تربیتت کنم
دورت بگردم که اینقدر معصوم خوابیدی
میبوسمت عشقم
میسپارمت به خدا






سلام عشقم 



